.................سرود دلنشين................

شاپرک

دوستان عزیز من چند تا داستان کوتاه تو وبلاگم قراره  بذارم. امیدوارم از خواندنشان لذت ببرید.

این اولیش 

شاپرک

مادر سبد گل را روی میز گذاشت. رفت توی آشپزخانه زنبیل خرید را برداشت و رفت بیرون، پروانه بالهای سفید خالدارش را به هم نزدیک کرده، روی گل های قرمز توی سبد نشسته بود.

دختر آمد توی اتاق عروسکش را برداشت ، مشغول بازی شد. مگسی از پنجره آمد تو. دختر رو به عروسکش گفت:یه وقت به اون دست نزنیها خیلی کثیفه...

مگس وز وزکنان چرخی اطراف سبد زد. دخترک پروانه را دید: آخ جون، چه شاپرک نازی، برم به داداشی بگم اونو برام بگیره.

  دقایقی بعد که برادر که بادکنک بزرگ سبزی به دست داشت، همراه خواهر وارد اتاق شد با کمک هم صندلی را کنار کمد گذاشتند. پسرک رفت روی آن، روی پنجره ایستاد.

دستش را بالا برد. سبد را پایین آورد. دختر خوشحال شد. پسر پروانه را از روی گل ها برداشت. اشک در چشمان هر دو حلقه زد. شاپرک با سوزنی روی گل ها نصب شده بود. مگس وز وزکنان از لای نرده های پنجره بیرون رفت!

هر دوی آن ها آهی کشیدند و........ 

دلتون می آد به این داستان کوتاه نظر ندین.

ظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظ

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        پنجشنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸٦ - میلاد

ندای عشق۱

صنما بر رخ زردم نظری کن ز وفا**گوشه خلوت سر دم گذری کن ز وفا

دل ديوانه پر از خون بود از دوری و هجر**با تجلی رخت شور و شری کن ز وفا

جان چو پروانه بسوزم اثري نيست ز آه**تو به اين ناله و دردم اثري كن ز وفا

بر در درگه تو سجده كنانم شب و روز**تو ز لطف و كرمت باز دري كن ز وفا

نور بخشا بدلم تا كه شود محرم راز**بين عشاق سرم را تو سري كن ز وفا

              سينه ام غرق صفا و دل بي كينه مراست

              تو بر اين چهره زردم نظري كن ز وفا

هر چه دل تنگت مي خواهد درباره اين شعر بگو...

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٦ - میلاد

 

دقت و تفکر در نظام هستی وظیفه اصلی ماست که چگونه برف به این زیبایی آفریده شده است.

پس تا می توانید شکر گزار درگاه خداوند متعال باشید.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        دوشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٦ - میلاد

يک عالمه برف

يك عالمه برف
دور و برماست
يك دانه پارو
در دست باباست
او كرده پارو
اين برف ها را
يخ كرده دستش
از سوز و سرما
با اين كه كارش
خيلى زياد است
از خنده هايش
پيداست شاد است
اى كاش مى شد
خورشيد باشم
بر دست بابا
گرما بپاشم.

تقدیم به باباهای مهربون

ظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظ


پيام هاي ديگران ()        PermaLink        شنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٦ - میلاد

لطيفه

دوستان با اینکه در امتحانات دانشگاه هستم ولی دارم بعد از مدت ها مطلب می گذارم؛

 غیبت من را ببخشید

لطیفه  قدیمی :      

جنازه ای را بر راهی می بردند. درویشی با پسر بر سر راه ایستاده بودند؛ پسر از پدر پرسید که بابا در اینجا چیست؟ گفت: آدمی.  گفت: کجایش می برند.  گفت: به جایی که نه خوردنی باشد و نه پوشیدنی نه نان و نه آب نه هیزم نه آتش نه زر نه سیم نه بوریا نه گلیم. گفت: بابا مگربه خانه ی ما می برندش 

ظ ظ ظ ظ ظ ظ ظ ظ ظ ظ ظ ظ ظ ظ ظ ظ

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        چهارشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٦ - میلاد

آی آدمها

ای آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!

یک نفر در آب دارد می سپارد جان

یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند

روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید.

آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن

آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید

که گرفتستید دست ناتوان را

تا توانایی بهتر را پدید آرید

آن زمان که تنگ می بندید

بر کمر هاتان کمربند

در چه هنگامی بگویم من؟

یک نفر در آب دارد می کند بیهوده جان قربان!

آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!

نان به سفره؛ جامه تان بر تن؛

یک نفر در آب می خواند شما را.

موج سنگین را به دست خسته می کوبد

باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده

سایه هاتان را از راه دور دیده

آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان بی تابیش افزون

می کند زین آب ها بیرون

گاه سر   گه پا

آی آدمها!

او ز راه دور این کهنه جهان را باز می پاید

می زند فریاد و امیّد کمک دارد

آی آدمها که روی ساحل آرام در کار تماشائید!

موج می کوبد به روی ساحل خاموش

پخش می گردد چنان مستی به جای افتاده.  پس مد هوش.

می رود نعره زنان. وین بانگ باز از دور می آید:

-(( آی آدمها))...

در صدای باد بانگ او رها تر

از میان آب های دور و نزدیک

باز در گوش این نداها:

-(( آی آدمها))...

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        پنجشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٦ - میلاد

تک جمله

***حیف از قلب پاک من که وقتی به پای تو افتاد خاکی شد ***

***نگاه سنگینم شیشه عمر آینه را شکست***

***وقتی قلبش شکستم مروارید صداقتش نمایان شد***

***با چشم دل بنگری آ‌ن روی سکه پیداست***

***تمام پولی را که برنده شده بودم؛ بابت سکته خوشحالی از دست دادم***

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ٤ آذر ،۱۳۸٦ - میلاد

قلب حلقه ای

flowchart به زبان مهندسان کامپیوتر این بار برای حلقه

                              

Begin

Read حلقه

I---- قلب

Write paper

End

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        شنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸٦ - میلاد

درخت خشکيده

ظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظ

همچون درخت خشکیده در این سرای پهناور نباید به چیزی دل بست و دیر یا زود باید گذاشت و گذشت

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        چهارشنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸٦ - میلاد

چی نوشته؟

هر کی می دونه بگه این جا چی نوشته؟ شاید عاشقانه یا عارفانه یا صادقانه و ..... باشه؟؟؟

جایزه داره

ظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظ

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        پنجشنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٦ - میلاد